تبليغاتX
DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> شیطونک...بازیگوش...سربه هوا..دوستداشتنی


شیطونک...بازیگوش...سربه هوا..دوستداشتنی

فقط دوستایه عزیزم حق ورود دارند...

سلام به دوستایی که همواره با وب من همراهند....

بازم ممنونم که به وبلاگ من سر می زنید...

امروز تولد یک سالگی وبلاگ من وتولد سه سالگی عشق منه...

مرسی از بچه هایی که برام نظر گذاشتید....مخصوصا میناجونم....بچه ها دوستون دارم ...نمیدونم من واقعا بدون شما باید چه کار می کردمخداجون ازت ممنونم که بهم یه عالمه دوست خوب دادی تا تنها نباشم

x

اگه بهت قول بدم که به کسی چیزی نمی گم اسمتو بهم میگی ....بیا وبلاگم اما بدون با این کارات همش حس فضولی منو زیادتر می کنی...خواهش می کنم اسمتو بهم بگو....لفطا...

 

Click to view full size image

سوته دلان...

دل سوخته تر از همه سوختگانم                                از جمع پراکنده رندان جهانم

در هنر بازیگری کهنه مینا                                       عشق است قمارومن بازیگر انم

با انکه همه باخته در بازی عشقم                              بازنده ترین هست در این جمع نشانم

ای عشق از توزهر است به کامم                                دل سوخت!تن سوخت!من ماندمو نامم

عمریست که می بازمو یک برد ندارم                          اما چه کنم عاشق این کهنه دیارم...

                                                                                                         رویا...بانوی غم...

 

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

لحظه دلتنگی یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388| ثانیه دلتنگی 0:34| توسط رویا| |

روی دریا خونه ساختی ساده دل... خیلی دیر یارو شناختی ساده دل.... توقمار ناگوار عاشقی "همه ی هستیتو  باختی ساده دل...منم اون عاشق دیوونه ی اون....که اومدم باز در خونه ی اون.....اما اومدم تا نفرینش کنم...نفرینمو به قلبه سنگینش کنم....ساده دل...اما نفرین  که کاره قلب تونیست....توبرو با خط قلبت بنویس...که دیگه تنهاییام پایون  نداره....اخه درد تنهایی گلایه نیست...

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

لحظه دلتنگی شنبه هفدهم مرداد 1388| ثانیه دلتنگی 1:50| توسط رویا| |

 

 

 

 

 

به يادم باش به ياد خاطراتم باش...

به ياد روزهاي شيريني كه رفت وخاطرات تلخ را يادگاري گذاشت...

به ياد لحظه هاي خوشي كه رفت وغم وغصه را به جا گذاشت...

كاش مي شد دوباره براي من باشي"هروقت وهر كجا يار من باشي...

كاش مي شد در اين لحظه هاي اخر"تو اخرين نگاه اين گذر باشي...

ولي افسوس...

افسوس كه امروز از فانوس چشمات بي نصيبم...

تو تاريكي ميخانه ي دل نخورده مستم وگوشه اي خرابم

افسوس كه دانسته شكستي"رفتي وهمه درهارو بستي...

منم كه ساده شكستم"ندانسته ماندم واز خود گسستم...

اما تو بدون تا اخرش من همون رویا مي مونم...

به يادت هستمو تا اخرش فقط از تو مي خونم

کم نمي اد ازت اگه توام كمي از ما بخوني...

گه گداري به ياد ما باشي وگه گداري بخواي خودت بموني...

به يادم باش به ياد خاطراتم باش...

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

لحظه دلتنگی چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388| ثانیه دلتنگی 23:56| توسط رویا| |

دارم دق می کنم...تحمل  ندارم....دیگه خسته شدم...دارن کم میارم...

دلم تنگ شدهو دیگه نا ندارم...همش فکرتوام ...

همش بیقرارم...دیگه اشکی برام ...نمونده که بخوام..

...برات گریه کنم...فدای تو چشام...دلم داره واسه تو پرپرمی زنه

...تو رفتیو هنوز خیالت بامنه...بدون تو کجابرم کنار کی بشینم...توچشمای کی خیره شم خودم رو توش ببینم...

.توکه نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده...به کی بگم نازم کنم که بهم نخنده...بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم...تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم...بدون چشمات از تموم این زندگی سیرم...توکه نیستی همش ارزو میکنم بمیرم...

لحظه دلتنگی جمعه نهم مرداد 1388| ثانیه دلتنگی 9:4| توسط رویا| |

دوستان خواهشن با نام نااشنا پیام نذارید....Xنه اسم خودتو بنویس...
لحظه دلتنگی چهارشنبه هفتم مرداد 1388| ثانیه دلتنگی 1:22| توسط رویا| |

سلام...

خداجون خیلی تنهام ...خیلی...اونقدرکه حتی دیگه دلیلی واسه نفس کشیدن ندارم...

خداجون می خوام دیگه نباشم...ازادمای این شهر نفرین شده بیذارم...می فهمی بیذارم...

احساس تنفر می کنم...احساسی که تاحالا هیچوقت نداشتم...

ناامیدم...خستم...قلبم ترک برداشته...نمی تونم ترمیمش کنم...سعی می کنم احساسمو توخودم بکشم...امابازم بابه یاد اوردن خاطراتم قلب نیمه جونم چشمامو گریون می کنه...کمکم کن...

هرروز احساس تنهایی بیشتری می کنم ...دلم می خواد برم یه  جای دور...یه جایی که حرفی از عشق نباشه...جایی که ادماش مهربون باشن...ادمای این شهراذیتم می کنند...ادمای این شهردوچهره اند...تاوقتی که براشون سودی داری باهات دوستن...اما وقتی تاریخ مصرف رفاقتت میگذره ...دیگه باهات کاری ندارن...چون یدونه مدرن ترشوپیداکردن...

نمی تونم به کسی اعتمادکنم...تاحالا به هرکی اعتمادکردم ...تودوستی نامردی کرد...به دوستام تکیه می کردم...تاتنهاییمو پرکنم...امااونابدتر درونمو خالی می کردن...اینقدر زیر اوار غرور ونامردی این ادما شکستم که دیگه دلیلی واسه موندن ندارم...

خستم...خسته ترازهمه ی ادمایی که روی زمینن...بابه یاد اوردن  خاطراتم  درونم به اتش کشیده میشه وبیشتر عذاب می کشم...

روحم توی زندان تنم اسیره...نمی تونم ازادش کنم...ازدرون ذره ذره داغون میشم ...اما کاری ازم برنمیاد...

تنها یه امید دارم که اونم داره روزبه روز ازم دورتر میشه...نمی دونم چرا؟!...ولی فکرمی کنم خداهم دیگه از من متنفره...هرچی صداش می کنم ...دستمو نمی گیره...

احساس می کنم دیگه جایی توی این دنیا ندارم...خداجونم می خوام نباشم...درکم کن...

باتمام وجود فریاد می زنم:کمک...............کمک................کمکم کن..............

لحظه دلتنگی سه شنبه ششم مرداد 1388| ثانیه دلتنگی 0:23| توسط رویا| |

گلم

نمی بخشمت ...

به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی

به خاطر غم هایی که به صورتم نشاندی

به خاطر دلی که برام شکستی

به خاطر احساسی که برام پر پر کردی به خاطر زخمی که به وجودم نشاندی

ولی می بخشمت به خاطر عشقی که بر قلبم حک کردی

میدونی چیه گلم........

گاهی گذشتن از معشوق به خاطر عشق نهایت عاشق بودنه

لحظه دلتنگی شنبه سوم مرداد 1388| ثانیه دلتنگی 1:2| توسط رویا| |


قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت

marquee behavior=scroll direction=down scrollamount=6 scrolldelay=19 height=612 style="position:absolute; left:58%; top:129px; width:15; height:612px;">






انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس